ریشه واژه مشاوره

مشاوره، کلمه‌ای عربی و یک مصدر است. معنای واژگانی آن، مشورت کردن و اقدام به تشکیل شورا و مشورت با دیگران است[۱] مشاوره دارای ابعاد و انواع بسیار و گسترده‌ای است؛ به طور عمومی‌مشاوره تخصصی از رشته ها و مهارت های زیر مجموعه روانشناسی است.
 

برخی ابعاد مشاوره عبارتند از:
مشاوره تحصیلی، مشاوره خانواده، مشاوره شغلی، مشاوره توانبخشی و... که در این میان مشاوره ژنتیک از زیر مجموعه های علم روانشناسی نمی‌باشد.[۲]
وظیفهٔ مشاور به عنوان شخصی که داری مهارتهای علمی روان‌درمانی است، یاری رساندن و ارائهٔ راه حل به مراجع دربار‌‌‌هٔ مشکلاتی است که مراجع در شغل، روابط، احساسات و دیگر امور خود مطرح می‌کند.
رشتهٔ دانشگاهی مشاوره، در ایران، دارای مقاطع کارشناسی ، کارشناسی ارشد و دکتراست.
از نظر واژه شناسی، مشاوره به مجموعه فعالیت‌هایی اطلاق می‌شود كه در جریان آن، فردی را در غلبه بر مشكلات تحصیلی شغلی و خانوادگی اش یاری می‌دهند.

مقدمه
همه ما غالباً در معرض مشکلات و مسائلی قرار می‌گیریم که به دلیل محدود بودن دانش و تجربیاتمان به همفکری با دیگران نیاز پیدا می‌کنیم. می‌دانید که حتی با ثبات‌ترین افراد نیز گاهی از بحرانهای عاطفی مصون نیستند. تحولات و تغییراتی که در زندگی رخ می‌دهد. مانند قبولی در دانشگاه، ازدواج، دور شدن از خانواده و دوستان، بیماری و از دست دادن آنهایی که دوستشان داریم. گاهی ما را دچار تردید، نگرانی، تعارض و حتی بحران می‌سازد.
لازم به ذکر است هنگام سازش با محیطی جدید و تجربه‌ای نو، داشتن احساسات فوق تا حد طبیعی است اما اگر این احساسات منفی از حد طبیعی بیشتر شود، می‌تواند باعث کاهش تمرکز آرامش و سلامت جسم و روان گردد.

مشاوره یكی از حرفه های یاورانه (Helping professions) است و حرفه یاورانه را می‌توان حرفه ای توصیف كرد كه اعضای آن از آموزش و گواهینامه ویژه برای انجام خدمتی خاص و مورد نیاز همنوعان جامعه خود برخوردارند (2).

در طی فرایند اولیه مشاوره رایگان، فردی كه نیاز دارد (مُراجع) و فردی كه حمایت، راهنمایی و ترغیب فراهم می‌كند (مشاور) با یكدیگر ملاقات، بحث و گفت و گو می‌كنند به نحوی كه مُراجع نسبت به توانایی خود برای درك واقع‌بینانه و جامع تر مسئله، یافتن راه حل‌ها، و تصمیم گیری برای حل مشكل اعتماد كسب می‌كند (3).

مشاوره انجام چیزی برای كسی نیست، بلكه یك فرایند تعاملـی و پویاست كه با گفت و گو در باره نگرانی‌ها، مسائل، روابط، باورها، احساسات و رفتار‌ها آغاز می‌شود;  از این طریق چارچوب و ابعاد مسئله ای كه مُراجع درك كرده مشخص، یا به شیوه ای كارساز، بازشناسی و تعریف می‌گردد و در طی آن راه حل‌های جدید تكوین یافته و مُراجع برای انتخاب راه حل مناسب، تصمیم گیری و اجرای آن یاری و حمایت می‌شود (4).

در توصیفی دیگر مشاوره فرایندی است كه در طی آن از روش مصاحبه برای كمك به مراجع در گرفتن یك تصمیم منطقی محكم (براساس موارد قابل انتخاب و اطلاعات حقیقی) استفاده می‌شود (5). و مُشاور به كسی گفته می‌شود كه به مُراجع در شناخت، درك، و تصریح مسائل مرتبط با سلامتی و سپس انتخاب راه حل و شیوه عمل مناسب كمك می‌كند (6).

مشاوره موثر، نیازمند داشتن شناخت و درك مناسبی از ویژگی‌ها، نیاز‌ها و قابلیت‌های مراجعان و وضعیت‌هایی است كه خود را در آن‌ها می‌بینند. این فرایند، همچنین تحت تاثیر باورها، نظام ارزشی و نحوه نگرش مشاور به انسان، جهان بینی او، مكاتب روان شناختی رایج، چارچوب‌های پنداشتی و نظری مورد قبول او قرار دارد. مشاوران نمی‌توانند خود، زندگی مراجعانشان را تغییر دهند، اما می‌توانند آنان را در به دست آوردن شناخت بهتر، اعتماد به نفس، مهارت‌های حل مسئله و خود ـ كارآمدی  (Self-efficacy) حمایت و یاری كنند .

مشاوره اغلب غیر دستوری (Non-directive) است; برای مثال، هدف از مشاوره قبل از آزمون تشخیصی HIV توصیه یا واداشتن مراجعان به انجام آن نیست; بلكه برای درك خطر، تبیین نتایج احتمالی آزمون، حمایت‌ها و مراقبت‌های موجود، و كمك به آنان است تا تصمیمی بگیرند كه احساس آرامش و رضایت كنند.

از طرف دیگر، هنگامی كه روشن باشد رفتار یا شیوه خاصی به احتمال بسیار تبعات و پیامدهای منفی و مخاطره آمیزی خواهد داشت،  مشاوره ممكن است حالت دستوری یا جهت دهنده به خود گیرد. در چنین شرایطی مشاور ممكن است با تبیین پیامد‌های احتمالی، رفتار یا عمل خاصی را بیش از موارد دیگر توصیه و تاكید نماید. برای مثال هدایت بیماران پس از سكته قلبی برای شناختن و درك تغییراتی در سبك زندگی كه احتمال وقوع سكته قلبی مجدد را كاهش می‌دهد، مفید و مناسب خواهد بود. به هر حال مشاوره چه دستوری باشد و چه غیر دستوری، غالبا فرایندی فراتر از توصیه، نصیحت كردن یا ارائه اطلاعات و آموزش دادن، بلكه فرایند پویای یادگیری با محوریت مراجع است .